{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
مرغداری گوشتی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
Broiler chicken aviculture or broiler poultry farming
معنی مرغداری گوشتی, معنی مرغداری گوشتی, معنی kcybاcd ;maتd, معنی اصطلاح مرغداری گوشتی, معادل مرغداری گوشتی, مرغداری گوشتی چی میشه؟, مرغداری گوشتی یعنی چی؟, مرغداری گوشتی synonym, مرغداری گوشتی definition,
معنی careless
,
ترجمه careless
به فارسی,
معنی ذرات معلق
,
ترجمه ذرات معلق
به انگلیسی,
معنی دارای دو انتهای نوک تیز، اصابت اتفاق، اتفاق، طالع قلاب لنگر، زمین گیر، انتهای دمنهنگ، یکنوع ماهی پهن
,
ترجمه دارای دو انتهای نوک تیز، اصابت اتفاق، اتفاق، طالع قلاب لنگر، زمین گیر، انتهای دمنهنگ، یکنوع ماهی پهن
به انگلیسی,
معنی ادراک خطر
,
ترجمه ادراک خطر
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی